یکبار هم خودتان سوژه باشید

شناسه خبر: 45339 سرویس: آرشیو, اخبار استان بوشهر, یادداشت ها

مند: خبرنگاری شغل نیست، اصلا مختصات یک شغل را ندارد، اگر عشق نبود خبرنگاری زاده نمی شد.

برای تکریم خبرنگاران در روز خبرنگار سوالاتی را فراهم کردیم و برای بسیاری از خبرنگاران هم استانی ارسال کردیم. این پاسخ خبرنگار خوب هم استانی سودابه زیارتی به سوالات ماست.

خبرنگاری را چگونه آغاز کردید و از اولین خبری که نوشتید با ما حرف بزنید. یکبار هم خودتان سوژه باشید، حداقل در روز خودتان…

ناپختگی‌های من
نوشتن از نخستین‌بارها، همیشه کمی استرس و اضطراب به همراه خودش دارد. آخر نخستین‌بارها همیشه همراه است با ناپختگی و کم‌تجربگی و تقریبا هیچ‌کس تمایل ندارد که از آن نقص‌ها حرفی بزند. از طرفی، گفتن همان تجربه‌های نپخته و مرور آن برای هر آدمی، زنگی را برایش به‌صدا درمی‌آورد که ممکن است در گذر زمان به‌دست فراموشی سپرده باشدشان.
اولین کار خبری که انجام دادم، مربوط به مصاحبه‌ای است که با «معلم کالو»، آقای عبدالمحمد شعرانی انجام دادم. یادم می‌آید که قبل از رفتن به محل مصاحبه، پر از استرس بودم و هنوز به‌صورت جدی و حرفه‌ای وارد این عرصه نشده بودم. یکی از دوستان رسانه‌ای کمک کرد و سوالات را با هم آماده کردیم. خوشبختانه آقای شعرانی، بسیار خوش‌صحبت و خوش‌برخورد بودند و فضای کار از همان ابتدا آرام بود و خوب پیش رفت. تنظیم مصاحبه کار بسیار سختی بود و من از «ب» بسم‌الله تا پایان کلام ایشان را در گزارش نوشته بودم. این مصاحبه برای من چند نکته کلیدی و مهم داشت که بعدها متوجه شدم اگر آنها را رعایت می‌کردم، حتما مصاحبه جذابی از کار در می‌آمد: طولانی‌بودن متن، عدم استفاده از میان‌تیترها و خشک و بیش از حد رسمی‌بودن من در طول مصاحبه که کاملا به متن، منتقل شده بود.
بعد از آن کارم را نخستین بار و به‌صورت جدی در روزنامه «بامداد جنوب» شروع کردم. اولین گزارشی که کار کردم، گزارشی میدانی از نمایشگاه کتاب بوشهر بود. در محل نمایشگاه به غرفه‌های مختلف سر می‌زدم و از غرفه‌داران در مورد شرایط نمایشگاه و مشکلات احتمالی آنها می‌پرسیدم. اولین غرفه‌ای که سر زدم، غرفه انتشارات «آموت» و مسئول غرفه که اگر خاطرم یاری کند، مدیر همان انتشاراتی هم بود. خودم را معرفی کردم و تا آمدم سوالاتم را بپرسم، آن آقا گفت: خبرنگاری؟
گفتم: بله
گفت: از خبرنگارها بدم می‌آید!!
حالا شما تصور کنید که منِ تازه‌کاری را که تازه می‌خواهد اولین گزارشش را آنهم میدانی، کار کند، چقدر توی دلش خالی می‌شود. به مِن‌مِن افتادم. اولش خودم را کمی باختم و فکر کردم بهتر است که راهم را بکشم و بروم. اما بعد با خودم فکر کردم که نباید میدان را خالی کنم. باید فضا را کمی تلطیف کنم. لبخندی زدم و از ایشان پرسیدم که: چرا بدتان می‌آید؟
گفت: چون شما بعد از اینکه با کسی مصاحبه می‌کنید یا نظرش را می‌پرسید، هرچه که در فکر خودتان است را هم با حرفهای مصاحبه‌شونده قاطی می‌کنید. یا اصلا متوجه نمی‌شوید و منظور آدم را بد برداشت و همان را نیز منتشر می‌کنید.
گفتم: من تازه به کسوت خبرنگاری در آمده‌ام. چند تا سوال دارم از وضعیت نمایشگاه و اینکه شما چقدر رضایت دارید از آن، استقبال مردم چطور بوده و…
خلاصه اینکه فضا آرام‌آرام به‌سمت یک گفتگوی دوطرفه خوب پیش رفت و حین این گفتگو هم، او به سوالاتم پاسخ داد و با روی خوشی که اصلا شبیه آن ابتدا نبود، خداحافظی کردیم.
نهایتا گزارش نسبتا خوبی از آب در آمد.
فکر می‌کنم این خاطره را هیچگاه فراموش نمی‌کنم. اگرچه ابراز علاقه ایشان به خبرنگاران، توی دلم را خالی کرد و نزدیک بود از یک گفتگوی جذاب منصرفم کند اما آموزشهایی که دیده بودم به کمکم آمد و توانستم شرایط را مدیریت کنم و به جواب برسم. یاد گرفتم که باید پیگیر بود و برای یافتن پاسخ، هدف و عزمی راسخ داشت. این برای من به‌معنی خالی‌نکردن میدان بود که یکی از ویژگیهای مهم خبرنگاری است.
رفته‌رفته نوشتن و یافتن سوژه‌ها برایم آسانتر شد و سعی می‌کردم از اساتید و همکارانم، بیاموزم. با اینکه در همان ابتدا گفتند که اگر وارد این کار شدی، دیگر خواب آرام را فقط باید در خواب ببینی، اما کسوت خبرنگاری برایم عجیب جذاب بود و فکر می‌کنم با تمام مشکلاتی که در این راه وجود دارد، همیشه برایم جذاب و خوشایند بماند.
سودابه زیارتی

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال مند در تلگرام شوید.
نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه اطلاع رسانی مند منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

*

code

اخبار استان بوشهر
تبلیغات

تلگرام مند

https://smallseotools.com/