گفتگو با حسن احمدی سردبیر سفیر مردم در فارس:

محیط های کوچک دست خبرنگار را برای نقد و بررسی می بندد

شناسه خبر: 49373 سرویس: آرشیو, اخبار مهم, گفتگو

مند: باتوجه به عدم پژوهش جامع در مورد تاریخچه مطبوعات دشتی و نبود فهرست نگاری در این زمینه نمی توان به درستی در باب فعالان تاریخ عرصه مطبوعات دشتی سخن گفت.

این موضــوع هنگامی که بــا فهرســتی نه چندان جامــع از نشــریات عمومی در فهرست نگاری های موجود بررسی شود، میزان و عمق نارســایی ها و کمبودهای فهرســت های مطبوعات در دشتی بیشتر مشخص می شود.

بی شک می توان از بزرگانی چون علی دشتی و ابراهیم صدیق یا از هفته نامه خانه ملت دهه سی و سراج ساحل دهه هشتاد سخن به میان آورد. اما به واقعیت و به دلایل متعدد دشتی علیرغم داشتن نویسندگان توانا در تاریخ خود، هیچگاه انتشار مطبوعات در جغرافیایش جدی گرفته نشده است.

حال در این مجال قصد واکاوی این ناکامی را نداریم بلکه بهانه ی این مقدمه گفتگو با فرزندی از دیار دشتی است که در این روزگار در استان شمالی مان روزنامه نگاری را پیشه خود کرده است و در مقام سردبیر مشغول فعالیت مطبوعاتی است. آنچه پیش روی شماست شرح مهندس جوان و خوش آتیه دشتیاتی حسن احمدی از روزنامه نگاری، کم و کیف مسئولیت شان، تجارب و… است.

گفتگو: محمد شاکری مطلق

گفتگو با حسن احمدی را از حسن اتفاق در زادروزشان می خوانیم.

 با سلام و عرض احترام خدمت شما . لطفا در ابتدا معرفی مختصری از خود داشته باشید و بفرمایید کار روزنامه نگاری را چه زمانی و از کجا شروع کردید؟

حسن احمدی هستم. با افتخار متولد شهرستان دشتی و شهر کاکی. ۲۷ سالگی به پایان رسید و امروز ۲۸ امین شمع زندگی هم فوت کردم. کارشناس ارشد آبیاری و زهکشی از دانشگاه چمران و در حال حاضر دانشجوی رشته روزنامه نگاری؛ سردبیر هفته نامه سفیر مردم و پایگاه خبری نگاه فارس.
کار خبری را از دوران دانش آموزی و با خبرگزاری پانا شروع کردم و زمانی که وارد دانشگاه شیراز شدم با نشریات دانشجویی همکاری داشتم. محیط دانشگاهی و سیاسی دانشگاه شیراز کمک بزرگی بود تا بتوانم حرفه ای تر وارد این عرصه شوم. بعد از پایان دوره کارشناسی و حضور در دانشگاه چمران، با چند نفر از دوستان اقدام به راه اندازی نشریه دانشجویی کردیم ولی موفق نبودیم. به نظرم دلیل اصلی شکست ما عدم شناخت درست از فضای دانشگاه شهید چمران اهواز بود اما این تجربه کمک بزرگی برای آینده من بود.

چطور به فکر انتشار هفته نامه سفیر مردم، آن هم در استان فارس افتادید؟ (به عبارتی شرحی از باب فلسفه وجودی و خاستگاه هفته نامه) بیان بفرمایید؟

شاید روزی که از پایان نامه ارشدم دفاع می کردم هیچ وقت فکر نمی کردم که دوباره وارد فضای خبری و روزنامه نگاری شوم. چون تقریبا ۶ سالی بود که از استان بوشهر دور بودم و در این مدت خیلی چیزها تغییر کرده بود. نشریات استانی هم رمق چندانی نداشتند. اگر اشتباه نکنم در آن مقطع شهرستان دشتی فقط پایگاه خبری مند را داشت و از قدیم اخبار سوک را چک می کردم. مجموع این شرایط باعث شد که تصمیم گرفتم از این محیط فاصله بگیرم.
دی ماه سال ۹۴ بود که از استان فارس با من تماس گرفتند و برای یکی از کاندیداهای نمایندگی مجلس پیشنهاد مشاور رسانه ای دادند. برنامه ای ارائه دادم و پذیرفتم و کار را پیش بردیم. در آن مدتی که در استان فارس بودم متوجه شدم حوزه انتخابیه مورد نظر رسانه های قوی ندارد و مردم از خیلی اتفاقات بی اطلاع هستند. به همین خاطر پیشنهاد دادم اگر در ادامه می خواهید رسالت بیداری مردم را ادامه بدهید لازم است رسانه ای فارغ از احزاب و گروههای سیاسی بنا کنید و پذیرفتند و این شد که سفیر مردم شد رسانه مردمی استان فارس و به واسطه شناختی که از من داشتند مسئولیت این هفته نامه را به من واگذار کردند.

 آیا الگویی در این زمینه داشته‌اید؟ (مثلا یک هفته نامه در استان های دیگر یا در پایتخت)

الگو گرفتن یا مشق گرفتن هیچ وقت تمامی ندارد. همیشه دو روزنامه وطن امروز و آرمان را پیگیری می کردم. البته الگوهای منطقه ای با توجه به کار ما اولویت داشت که قبل از شروع کار سفیر مردم با هفته نامه نیریزان فارس تعامل خوبی برقرار کردیم.

 آیا علاقه مندی به حرفه روزنامه نگاری تنها انگیزه شما برای انتخاب این شغل بوده یا اهداف دیگری نیز داشتید؟

علاقه من رسانه بوده و هست. در قالب های مختلف کار کردم. مستند، کلیپ مستند، اینفوگرافیک، خبرنگار خبرگزاری و پایگاه خبری، مدیر پایگاه خبری و… ولی هیچ کدام از مواردی که گفتم وزنه ای به اندازه روزنامه نگاری ندارند. روزنامه نگاری کاری فوق العاده حرفه ای و صد البته سخت و شیرین است. روزی که پیشنهاد هفته نامه به من داده شد اکراه داشتم که بپذیرم چون تجربه تلخی از گذشته داشتم. در کنار آن واقعیتی وجود دارد که کار خبرنگاری از لحاظ معیشت زندگی را تامین نمی کند. به همین علت به دید شغل به آن نگاه نکردم و صرفا علاقه بوده و هست.

به‌عنوان سردبیر مجله چقدر با مخاطب در ارتباط هستید و چقدر در جریان نظراتشان قرار دارید‌؟

برگ برنده یک خبرنگار اشراف به شرایط اجتماعی آن جامعه است. بزرگترین مشکل من این بود که این برگ برنده را باید همراه با هفته نامه قدم به قدم جلو می بردم. روزهای اول بسیار مشکل بود. با وجود اینکه همکارانی داشتم ولی متاسفانه در سطحی نبودند که بتوانند سوژه را رصد و پرورش دهند.
از طرفی موضع گیری های حزبی و قبیله ای هم سد بزرگی بود برای ارتباط گیری سردبیر هفته نامه با مسئولین و مردم. از این لحاظ مسئولین و مردم را جدا می کنم چون مسئولین یک جایگاهی دارند که با بیرون خود متفاوتند. با وجود همه این موارد روند رو به رشد سفیر مردم همراه بوده با ارتباط دوستانه با اقشار مختلف جامعه. روزهایی که فرصتی پیش می آید و تدر شهر قدمی می زنم بارها ساعتی به شنیدن درد دل مردم گذشته. اینکه سفیر مردم بین مردم بدین شکل جا باز کرده برای خانواده سفیر مردم موفقیت بزرگی بوده است.

 آیا وضعیت مطبوعات و حوزه اطلاع رسانی را در استان بوشهر و شهرستان دشتی دنبال می کنید؟

از مطبوعات استان روزنامه پیام عسلویه حداقل به مرور تیتر و اگر وقتی باشد مطالعه مطالب مهم. سایت های خبری مند و خورموج نیوز را هم دنبال می کنم. در مواردی از ایده هایی که دوستانم در این دو سایت استفاده می کنند بهره بردم.
و البته کاکی خبر هم به صورت مستمر پگیری می کنم.

وضعیت دشتی را به لحاظ انجام کارهای خبری و رسانه ای نسبت به دیگر شهرستان های استان چگونه می بینید؟

اینکه بخواهیم مقایسه دقیقی انجام بدهیم نیازمند اینست که همه سایتها و رسانه ها مورد ارزیابی قرار گیرند. ولی می توانم این مساله را به قطعیت عرض کنم که خبرنگاران شهرستان دشتی در سطح بسیار خوبی تولید خبر می کنند. البته باید درک کرد که در محیط های کوچک، دست خبرنگار را برای نقد و بررسی می بندد چرا که جامعه فرقی بین نقد و نِق قائل نیست.

قصد انتشار نشریه الکترونیکی و یا کاغذی در استان بوشهر را ندارید؟

بعضی وقتها به این قضیه فکر می کنم. نشریات کاغذی برای ادامه حیات خود حاضر نیستند حرف مردم را بزنند. این وابستگی به ادارات و رپورتاژ آگهی دست خیلی از رسانه ها را بسته است. می طلبد که مردم حامی رسانه ها باشند چون هر رسانه ای برای آغاز و ادامه حیات هزینه زیادی می خواهد. این عامل بازدارنده ای است برای فعالیت در استان خودم. ولی ایده نشریه الکترونیکی که در حال حاضر در نگاه فارس توسط من ایجاد شده است می تواند الگوی جذابی برای نشریات الکترونیکی در آینده ایجاد کند و این کار را در استان خودم حتما پیاده می کنم.

آیا در مدت فعالیتتان خاطرات تلخ و شیرینی هم در ذهن دارید؟

روزهای ابتدایی روزهای سختی بود که گاها همراه می شد با تلخی. همانطور که گفتم نگاه های قبیله ای مانع کار ما می شد. با وجود اینکه با روی خوش و روحیه تعاملی وارد کار شدیم ولی بعضی برخوردها تلخ بود. کما اینکه هنوز فرماندار یک شهرستانی تا اسم سفیر مردم می شنود برافروخته می شود و یا مدیر آموزش و پرورش شهرستانی حضور ما را در مدارس ممنوع کرده است. در مراسم روز خبرنگار از سفیر مردم دعوت نکردند و گاها همکاران ما را نیز دلسرد می کردند. بارها به شخص من توهین شد. کلیپ ساختند. به هویتم و ریشه ام توهین کردند.
اما با گذشت زمان این خاطره تلخ برای ما شیرین شد. اگر روزی به خاطر زدن حرف مردم این تلخیها را چشیدیم امروز در یک سالگی سفیر مردم سنگ صبور مردم هستیم. هیچ چیزی برای ما لذت بخش تر از این نیست که مردم ما را امین خود بدانند.

آیا ارتباطی مابین رشته دانشگاهی شما مهندسی آبیاری با روزنامه نگاری هست؟ اگر هست چگونه؟

آبیاری انتخابی بود که هنوز در صحیح بودنش تردید دارم ولی سالهایی که در دانشگاه مشغول به فعالیت بودم در حیطه مورد علاقه خودم یعنی رسانه فعالیت داشتم. از طرفی نباید این موضوع را نادیده گرفت که با وجود خشکسالیهای چند سال اخیر و حجم خبری که در این مورد وجود دارد تخصص دانشگاهی به کمکم آمده است.

 با توجه به استعداد و موفقیت دانشگاهی، آیا در آینده قصد ادامه رشته تخصصی خود را چه در مقطع دکترا و چه به عنوان شغل مدنظر دارید؟

فارغ از هر احساسی نسبت به تحصیلات دانشگاهی، ۶ سال برای این امر زحمت کشیدم. طبیعی است که به عنوان آینده شغلی به این موضوع فکر کنم ولی ادامه تحصیل در این رشته برای من منتفی است. ان شاء الله در رشته ای مرتبط به رسانه ادامه خواهم داد.

با توجه به کمبود شدید بارش و طبیعتا کمبود منابع آب قدری از منظر ضرورت و جایگاه رشته دانشگاهی خود بگویید؟

قطعا شما در اخبار مختلف از زبان مسئولین با این عبارات آشنا شده اید. مثل اصطلاح سیستم های آبیاری، اصلاح الگوی کشت، آب مجازی و .. این ها همه مواردی است که در این رشته به خوبی به آن پرداخته شده است. اما مشکل ما در حال حاضر نه بحران آب است نه کمبود دانش در این زمینه. مشکل ما عملی است که بعد از حرف دیده نمی شود. در استان فارس چندین دانشگاه این رشته تدریس می شود و همه می دانند که چه باید شود ولی عدم مدیریت صحیح منابع آب باعث شده فارس تشنه تر از قبل باشد.

 این کلمات چه چیزی را در ذهن شما تداعی  می کنند:

 کاکی: دوران خوش کودکی

دشتی: گویش دشتیاتی

 دشتی ها:  وبلاگ دشتی ها

 استان بوشهر: هویت مشترک

استان فارس: سختی و خوشی

 ارسنجان: بوی باران

 مهندسی کشاورزی: عمر و جوانی که …

 و حرف پایانی شما با مخاطبین این مطلب چیست؟

کوتاه بگویم. اهمیت داشتن سواد رسانه ای در عصر حاضر بسیار مهم است. شاید تا اسم رسانه می آید انسان به یاد تلویزیون بیافتد. ولی در واقع هر شخص یک رسانه است. منبرها رسانه اند. تریبون ها، کلاس های درس و… پس در هر زمینه ای لازم است که بدانیم چگونه خوب پیام را دریافت کنیم و چگونه پیام را انتقال دهیم. شاید در موارد متعدد شاهد این هستیم که از تریبون ها  و منبرها و کلاس های درس و … پیامی مناسب با ذائقه مردم بیرون نمی آید دلیل اصلی آن همین مساله است. کاش کسانی که مسئولیت دارند در این زمینه پیشرو باشند.


گفتگو: محمد شاکری مطلق

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال مند در تلگرام شوید.
نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه اطلاع رسانی مند منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

*

code

اخبار استان بوشهر
تبلیغات

تلگرام مند

https://smallseotools.com/