عکاسی هنر زیبا دیدن است

شناسه خبر: 49881 سرویس: آرشیو, اخبار مهم, گفتگو

مند: نبود پژوهش جامع در مورد تاریخچه عکس و عکاسی در دشتی و به طور مشخص عکاسی مستند و خبری، مبدا تاریخی دقیق برای استقبال از این هنر در شهرستان دشتی را در هاله ای از ابهام قرار داده است.

ثبت عکس ها در دشتی به مانند سایر موارد در ابتدا و تا مدت ها برای مردم جنبه شخصی و میراثی خانوادگی داشته است.

به مرور زملان و با گسترش دسترسی به دوربین، عکس کاربردهای متعددی یافت و از کارکردها و ژانرهای آن نیز رونمایی شد.
از عکس های ثبت شده حوادث انقلاب اسلامی در خورموج می توان به عنوان شاخص ترین عکس ها در این زمینه اشاره کرد.
اما این هنر مدرن تا سال ها به طور جدی در دشتی دنبال نمی شد تا بنای انجمن عکاسی در فرهنگسرای مرکز شهرستان گذاشته شد.
بنیانگذار آن انجمن سید کریم موسوی، چهره دیرآشنا برای علاقمندان موسیقی شهرستان به واسطه فروشگاه استریو دل آواز بود.
با بنیانگذاری انجمن عکاسی و به فراخور آموزش های مستمر وی و استادان مدعو در طول عمر انجمن بی اغراق عکاسی اکنون در دشتی متحول شده است.
حاصل تلاش های بی نظیر او برای تغییر دیدن و نگاه کردن فرزندان دشتی، مجموعه قوی از عکاسانی است که در رسانه ها و مسابقات خوش می درخشند.
آنچه که پیش روی شماست گفتگویی است با سید عکاسان دشتی که به بهانه روز خبرنگار پای صحبت های جذاب ایشان نشسته ایم تا از عشق سرشارش به زندگی و عکاسی بگوید، عشقی که به طور آشکار می توان آن را در تک تک کلمات و عکس های او یافت.
ضمن سپاس از آقای موسوی از شما همراهان مند برای خواندن این مصاحبه دعوت می کنیم.

محمد شاکری مطلق

سید کریم موسوی

آقای سید کریم موسوی کی و چطور شد که به عکاسی علاقه مند شدند و آن را چگونه آموختند؟

از کودکی علاقه مند به عکاسی بودم، یادم می آید در سن ۱۰ سالگی دوربین پولوراید داییم را  برداشتم  که عکس از مادر بزرگم بگیرم. از دایی ام اجازه گرفتم و برای اولین بار دستم رفت روی شاتر دوربین با اینکه عکس فلویی چاپ
شد ولی خیلی خیلی برام دلچسب و زیبا بود.
اولین باری که عکس پرتره برای کلاس پنجم گرفتم را هیچ وقت از یاد نمی برم،  ما را بردند فراشبند فارس برای
اولین بار بود آتلیه را می دیدم خیلی جالب بود برایم، از عکاس خواستم تا اجازه بدهد پشت دوربین بروم و برای
اولین بار بود که متوجه شدم تصویر وارونه پشت دوربین ظاهر می شود.
در دهه ۶۰ اولین دوربین کداک ۱۱۰ را خریدم و سال ۶۵ به جبهه اعزام شدم و با دو حلقه فیلم که داشتم عکسهایی از منطقه فاو، خورعبدالله و پد ۶ گرفتم. در سال ۶۷ نیز بعد از امضای قطعنامه که هواپیماهای عراقی بندر امام را
بمباران کردند، عکسهایی از پایان جنگ نیز ثبت کردم.

در دهه هفتاد اولین دوربین کانن slr حرفه ای با لنز فیکس ۵۰ میلی متری را خریداری کردم، توسط فروشنده آموزش کوتاه یک ساعتی در باره دوربین دیدم و اولین باری بود که متوجه شدم با تتظیمات دستی دوربین می شود هر جوری که دلت می خواهد عکس بگیری، جالب بود به تمریناتم روزانه ادامه دادم تا با دوربین کاملا آشنایی پیدا کردم، جسته گریخته از همه موضوعات عکاسی می کردم، ولی به طبیعت و عکاسی  پرتره بیشتر علاقه نشان می دادم، تا اینکه در دهه ۸۰ با کوه نمک آشنا شدم و شور و عشق طبیعت در جانم افتاد، از آن پس نگاه حرفه ایم در عکاسی شکل گرفت و مطالعه را در مورد طبیعت و اهمیت آن بیشتر کردم و این باعث شد که دوربینم در سرتاسر طبیعت ایران حضور پیدا کند و زیبایی های بی حد و اندازه طبیعت ایران زیبا را ثبت و ضبط کنم.
با تمرین و ممارست و مطالعه منابع علمی عکاسی و حضور دراکثر ورکشاپهایی که در کشور و استان  برگزار می شد با عشق و علاقه وافر به عکاسی، عکاسی را آموختم.

تعریف شما از عکاسی چیست؟
عکاسی هنر زیبا دیدن است.

از افتخارات خود در زمینه عکاسی بگویید؟

در جشنواره هایی زیادی شرکت داشته ام و دستاوردهای خوبی هم کسب کرده ام، منتها کسب عنوانها در جشنواره از افتخاراتم در عکاسی نیست و نخواهد بود من فقط وظیفه ام را در هنر مورد علاقه ام خوب انجام داده ام.
افتخارم در عکاسی تاسیس انجمن عکاسان شهرستان دشتی در دهه ۸۰ است که در ادامه در سال ۹۵ باعث تاسیس نمایندگی انجمن سینمای جوانان ایران در دشتی نیز شد. افتخار می کنم به پرورش بیش از صدها عکاس در شهرستان دشتی که هر کدام در یک ژانری به فعالیت عکاسی می پردازند.

 شما بیشتر به چه سوژه هایی علاقه مند هستید؟

من عکاس طبیعتم، از آنجا که طبیعت بی انتهاست، سوژهای زیادی هم در خود نهان دارد که هر کدام دنیایی حرف و حدیث دارد، از آسمان شب با ستاره های نقره فامش تا زیر پوست و برگ درختان و کوه ها و جنگلها و دریاها و کویرها و صحراها و کلیه حیات جانوری و هزاران موضوع طبیعی دیگر برای عکاسی مورد علاقه من است.

آیا در عکس گرفتن حسرت ثبت لحظه ای در ذهنتان دارید؟

بله زیاد، خیلی وقتها اتفاق افتاده ساعتها نشسته ام در شرایط سخت آب و هوایی برای ثبت یک لحظه ناب طبیعی ولی اتفاق نیفتاده، در یک زمستان می رفتیم کوه خاکی یک طلوع بسیار زیبا را از دست دادم که تا به حال هر آنچه طلوع خورشید را می بینم مثل آن لحظه نیست، از پلنگ، بز و کل های کوه بیرمی هنوز نتوانستم عکس بگیرم با اینکه خیلی وقت گذاشتم.

سید کریم موسوی

 آروزی عکاسی از چه منظره و رویدادی را دارید؟

آروزی عکاسی طبیعتی پاک و سالم با حفظ گونه های گیاهی و جانوری در من هست.

برای عکاسی به کجاها سفر کرده اید و منطقه ی محبوبتان برای عکاسی کجاست؟

به اکثر طبیعت ایران از کوه ها، جنگلها، کویرها، دریاها و همچنین طبیعت کشورهای همسایه ارمنستان، ترکیه، یونان، گرجستان، آذربایجان، تاجیکستان و… سفر کرده ام،
محبوب ترین منطقه برای عکاسی ام گنبد نمکی استان بوشهر است که باعث تولد جهان بینی ام در عکاسی شد.

سید کریم موسوی

برایمان از وضعیت سوژه های عکاسی در استان بوشهر بگویید؟

استان بوشهر برای عکاسی بی نظیر است، از مردم و اقوام مختلف گرفته تا آیین ها و رسومات و آثار تاریخی و طبیعت بی مثالش، از جمله گنبد نمکی و کلوتهای کوه مند و سواحل زیبای خلیج فارس و جزیره های زیبا و بی مانندش، کوه ها و حیات جانوری و… در استان بوشهر بی نهایت سوژه برای عکاسی است که اگر نگاه عکاسانه در وجود عکاس شکل گرفته باشد تا آخر عمر عکاسی کند وقت کم می آورد.

وضعیت عکاسان بوشهر چگونه است؟ و بهترین های آنان از شناخت و دید شما؟  

با وجود  انجمنها و آموزشگاه های خصوصی زیادی در این راستا فعالییت می کنند، عکاسی رو به رشد می باشد ولی کافی نیست.
عکاسان زیادی پرورش یافته اند ولی جدی و با مطالعه عکاسی را ادامه نمی دهند، باید پشت عکاسی مطالعه و تفکر باشد که در این راستا عکاسی استان بد نیست ولی رضایت بخش هم نیست.
عکاسان خوبی داریم در استان ولی گل سر سبد همه آنها سید حسین صافی استاد خودم را می توانم نام ببرم.

یکی از کار هایتان که خیلی دوستش دارید و داستان پشت این اثر چیست؟

همه عکسهایم را دوست می دارم چون از روی عشق شات زده ام، ولی از همه مهمتر عکسی بود که در دهه ۸۰ در جشنواره خیام نیشابور مقام کشوری گرفت، نه از اینکه مقام گرفته بود بلکه از این جهت که باعث تاسیس انجمن عکاسان در شهرستان دشتی  شد.

از برگزاری کارگاه های آموزشی تان بگویید و حدودا تاکنون چندنفر از این کارگاه ها استفاده کرده اند؟

کارگاهای آموزشی از همان سال ۸۶ که انجمن را تاسیس کردیم، شروع شد، و از همان بدو تولد با استقبال بی نظیر جوانان
و علاقه مندان شهرستان روبرو شد و این باعث دلگرمی به ادامه فعالییت در ما شد، از آن موقع تا کنون هر سال در  سه ترم بهاره، تابستانه و پاییزه برگزار می شود که مسیر ورود به دنیای حرفه ای هنر عکاسی را برای علاقه مندان به این هنر .فراهم می کند، بیش از دویست نفر تا کنون آموزش عکاسی در سه مقطع مقدماتی، متوسطه و پیشرفته دیده اند

از بهترین شاگردانتان کدام ها را ذکر می کنید؟

حقیقتا سخت است انتخاب بهترین در میان اینهمه خوبان که هریک به نوعی در کار خود بهترینند.

 از افتخارات فردی و گروهی شاگردانتان بگویید؟ برگزاری نمایشگاه های عکاسی در شهرستان و استان

حضور در جشنواره های عکاسی داخلی و خارجی و کسب عناوین برتر جشنواره ها، که نام پر افتخار دشتی را در پهنه گیتی می گسترانند،  از مهدی قایدی که برای اولین بار شرکت در جشنواره قرقیزستان عکسشان راه یافت به جشنواره و سیده سولماز موسوی در جشنواره بین المللی خیام  در دو مرحله و علیرضا علیزاده نیز همچنین، پذیریش عکس علی علی پور در پیج بی بی سی فارسی عکسی از شبهای کلوتهای کوه مند دشتی و رسول قاسمی نیز در جشنوارهای داخلی خوب درخشیدند، سیده ساناز موسوی در جشنواره رشد و احمدرضا احمدی نیز در جشنواره تاجیک، نام دشتی را پر آوازه تر کردند، اینها مربوط به سال گذشته بودند.

توصیه ای که به عکاسان تازه کار دارید؟

خوب دیدن در کنار تمرین  و مطالعه را جدی بگیرند و هدفمند عکاسی کنند.

سید کریم موسوی

 با توجه به اینکه در آستانه روز خبرنگار هستیم، خوب است راجع به عکس خبری و گزارش تصویری و تجربه تان در
این ارتباط و توصیه هاتان به فعالین این عرصه بفرمایید.

در شهرستان دشتی ما فتوژرنالیسم یا عکاس خبری به معنای واقعی نداریم و از این بابت من خیلی گلایه مندم و خیلی ؟حرف دارم که نمی دانم مجال اینهمه صحبت باشد یا نه؟
در ابتدا به تشریح فتوژورنالیسم می پردازم و بعد به اصول عکاسی خبری و چالشهای روبروی این عکاسی
فتوژورنالیستها یا عکاسان خبری گروهی از عکاسانی هستند که تاثیر زیادی در حفظ آگاهی عمومی جامعه داشته اند و بخش جدایی ناپذیری از یک دموکراسی سالم هستند که کمتر شناخته شده اند.
فتوژورنالیسم نوعی عکاسی است که برخلاف دیگر ژانرهای عکاسی، عکاس هیچ اختیاری در نحوه استفاده یا ساخت عکس ندارد.
فتوژورنالیسم در حقیقت یک گزارشگر است نه یک هنرمند، البته این به آن معنی نیست که از زاویه خاص دید عکاس این اتفاق صورت نگیرد.
در واقع فتوژورنالیسم شکلی از خبر است که از روایت خبری حمایت بصری می‌کند و پدیده ای جهانی است که به همه مربوط می شود و از محدودیتهای زبانی و فرهنگی عبور  می کند که این خود از خصوصیات بارز عکاسی است.
در این ژانر از عکاسی روایت عکس مقدم بر قضاوت است یعنی باید عکس دیگران را به قضاوت بکشد پس لازم است به عکاسان خبری گفته شود سعی نکنند قضاوت خود را به عکس القا کنند در نتیجه عنوان مقدم بر عکس است و باید به مخاطبان و بینندگان اجازه داد تا خودشان در عکس ماجرا یا داستان را کشف کنند. عکاسی خبری چون داستانی است که از طریق تصاویر بیان می‌شود در تک فریم نیست بلکه یک  گزارش تصویری جداگانه ای دارد و یک تک فریم که اوج گزارش تصویری است.
توصیه ام به فتوژورنالیسم ها یا عکاسان خبری این است که فرق رویداد و خبر را از هم تشخیص بدهند، متاسفانه بیشتر عکسهایی که به عنوان عکس خبری منتشر می شود، بیشتر رویدادهایی هستند که ارزش خبری ندارند.
فتوژورنالیسم هم همچون ژورنالیسم یا خبر دارای ساختار خاصی است که باید با شناخت وارد آن شد.
لزوما هر آنچه در سطح جامعه جاری است خبر نیست بلکه رویداد است و عکاسان خبری ما  بیشتر رویدادها را ثبت می کنند که چون هر رویدادی ارزش خبری ندارد لذا شاهد خروجی عکسهای خبری نیستیم  این یکی  از معظلاتی است که عکاسان خبری مخصوصا در  شهرستان دشتی دچار هستند.
رویدادها مربوط به دنیای واقعی هستند و خبرها و عکسهای خبری متعلق به دنیای رسانه ای که با هم فرق دارند، لذا برای تبدیل شدن رویداد به خبر محدودیتهایی وجود دارد که از بین صدها عکس از یک رویداد فقط چند عکس ارزش عکس خبری را ممکن است دارا باشد.
اشاره ای بکنم به ارزشهای خبری که عکاس خبری باید در عکاسی مورد توجه قرار دهد.
اولین ارزش خبری در برگیری است ( impact) یعنی اینکه به جمع زیادی مربوط بشود و منافع و مخاطرات جمعی را در بر بگیرد و ارزش عکاسی خبری داشته باشد.
دومین بحث در عکاسی خبری کشمکش (conflict) است، مثلا زمین خوردن یکی از چهره های مشهور مملکتی در یک راه پله، یا درگیری کوه نوردی که در دیواره های کوه گیر افتاده هزاران اتفاق مشابه که اینها کشمکش دارند.  کشمکش انسان با انسان و فرد با گروه، جنگ، انسان با طبیعت و…
سومین نکته در ارزش خبری شهرت (prominency) است، اشخاص مشهور بیشتر مورد عکاسی قرار می گیرند و خبرهای بیشتری هم درباره شان به چاپ می رسد.
چهارمین بحث هم که ارزش خبری دارد مجاورت می باشد، که هم معنای جغرافیایی دارد و هم معنوی.
مثلا کشورهایی که به ما نزدیک نیستند از نظر جغرافیایی ولی برای ما مهم هستند چون هم کیش هستیم مثل بوسنی، یا موضوعات خبری مثل سوریه، عراق، فلسطین و…
یکی دیگر از رویدادهایی که ارزش خبری دارد تازگی (timeliness) است که یکی از بی رحمانه ترین فاکتورهای عکاسی خبری و خبرنگاری در دنیاست، تازگی یعنی کوتاه بودن زمان وقوع رویداد تا زمان انتشار، هر عکاس یا خبرنگاری زودتر گزارشش را منتشر کرد موفق تر خواهد بود.

سید کریم موسوی
بحث دیگری که ارزش خبری دارد تعداد و مقدار است، هرچه عدد و مقدار رویداد بیشتر باشد و به جمع کثیری از مخاطبان مربوط می شود، مثل زلزله ای که در یک گوشه از کشور  رخ داده و  هزار نفر کشته داده تا زلزله ای که همزمان با هم در جایی دیگر از کشور رخ داده و ده نفر کشته داده ارزش خبری زلزله ای که  هزار نفر کشته داده بیشتر است تاحادثه ای که ده نفر کشته داده.
دوستان خبرنگار  و عکاسان خبری باید این ساختار را در نظر بگیرند ضمن اینکه عناصر خبری را نیز مدنظر داشته باشند مثل:( What ،where ،when  ،who ،why ،how )
باز هم یادآوری می کنم که ارزشهای خبری مربوط به  انتخاب سوژه است، ولی عناصر خبری برای ارائه سوژه است،
متاسفانه در هیچ کجای دنیا تامل تعمدی عکاس روی سوژه پذیرفته نیست ولی در ایران به شدت رایج می باشد.
وظیفه عکاس خبری طبق مرامنامه معتبر بین المللی روایت است نه گزارشگری القایی، موارد اخلاقی عکس گرفتن از حریم شخصی افراد رعایت کنیم، اجازه نداریم از شخصی که فقیر است و لباس پاره و پوره بر تن دارد عکاسی کنیم و خبری کنیم مگر اینکه خواسته عمومی باشد، بدانیم از کدوم زاویه دوربین از چه سوژهایی عکس می گیریم. می دانیم که زاویه پایین سوژه را با اقتدار و قدرتمند و زاویه بالای دوربین سوژه را کوچک و محقر نشان می دهد و زاویه روبرو سوژه را یکسان بامردم نمایان می کند.
متاسفانه در دشتی بیشتر خبرها و عکاسهای خبری کلیشه ای هستند، باید در فتوژورنالیسم عکاس خودش را به رسمیت بشناسد و از تعصبات شخصی و جانبداری دوری کند، شدیدا باید بپرهیزیم در  فتوژورنالیسم از اینکه با افراد یا گروه خاصی سرو کار داشته باشیم و خودمان را اسیر نگاه گروه یا شخص و سازمانی خاص کنیم، نسبت به سوژهای آسیب پذیر ملاحظه ویژه ای در نظر بگیریم، در عکاسی خبری حتی یک تار مو هم نباید از عکس حذف شود و عین واقعیت باید نشان داده شود، در عکاسی خبری هیچ کادویی لطفی را نپذیریم مخصوصا از کسانیکه در پوشش خبری و عکاسی ما اثرگذارند.
متاسفانه تحولات تکنولوژیک در ابزارهای عکاسی مثل موبایل یا دوربینهای فول اتوماتیک تاثیر زیادی در میان عکاسان آماتور و حرفه ای در عکاسی خبری گذاشته که باعث شده تولید عکس خبری خوب نداشته باشیم.
به فرامتن عکس بیشتر و بیشتر توجه کنیم، یعنی اینکه  مردم و مخاطبان عکس خبری را به آژانس ها وسازمانها ترجیج بدهیم، چون اینها فقط در حوزه سیاست خودشان اجازه فعالیت برای عکاس خبری می دهند و این در شان فتوژورنالیسم نیست.
فتوژورنالیسمها باید خیلی فعال باشند، باید مطالعه کنند کتابهای جامعه شناسی، روانشناسی حتما باید بخوانند. بدون مطالعه در این حوزه ها باورش سخت است از عکس چیزی در بیاید. باید اطلاعات سیاسی، اجتماعی و روانشاسی خود را به روز کنند که از جنبه های عمومی عکاسی خبری است، نگاه خاص و اختصاصی در عکاسی خبری داشته باشند، که هر کجا عکسشان ارسال شود بدون لوگو یا امضای آنها مخاطب متوجه شود عکس از کدام عکاس است.
عکاسان خبری نباید درگیر قالب فکری و یا استریو تایپ های گروه ها یا افراد شوند، یا به شغلی تن ندهند که منجر به سازش آنان در رفتار حرفه ای شود، مستقل باشند، غیر مهاجم باشند و در مواجهه با سوژه ها فروتن باشند و خلوت شخصی کسی را بر باد ندهند،.
از همه مهمتر مستقل باشند و منافع عمومی جامعه را در راس قرار دهند، در واقع صدای مردم باشند.
من ادعایی بر اینکه عکاس خبری هستم به شخصه ندارم، چون ژانر عکاسی طبیعت را به صورت حرفه ای دنبال می کنم، ولی فعالیتهایی هم در همین حوضه برای تنوع داشته ام.
عکسهایی که از طبیعت، آثار تاریخی، مردم، آیینها و آداب و رسوم  مردم دشتی و مناطقی دیگر مثل خراسان جنوبی، زاهدان و شمال کشور و… گرفتم در قالب نمایشگاه و وبلاگ و دیگر رسانه های مجازی و خبرگزاریهای صدا و سیما و روزنامه ها و هفته نامه ها جهت معرفی و شناخت بیشتر دشتی و دیگر مناطق ایران زیبا  منتشر کردم.

در آخر این بحث پیشاپیش روز خبرنگار را به همه زحمت کشان عرصه آگاهی تبریک می گویم.

سید کریم موسوی

  قدری از فعالیت های داوطلبانه جنبی تان مثل کوهنوردی، حفاظت محیط زیست، کمک رسانی به گردشگران وکوهنوردان و… بگویید؟
کوهنوردی ورزش نیست بلکه درس عشق است و ایمان و استقامت.
از بدو آشنایی ام با کوه نمک و آشنایی با کوهنوردان زندگی ام با کوه در هم آمیخت و دگرگون شدم، وقتی می دیدم کوهنوردان یک سیب را چندین قسمت می کنند و مهربانانه بین هم تقسیم می کنند، زباله های داخل کوه را جمع می کنند و مواظبند پا روی یک بوته کوچک در طبیعت نگذارند و به طبیعت  بیش از خانه خودشان احترام قائلند و در صعودهاشان قوی ترین عضو گروه آخرین نفر است که صعود می کند و ضعیفترین اولین نفر، عاشق  رفتار و منش جوانمردانه کوهنوردان و عضو هییت کوهنوردی شدم  و از آن پس اکثر قله های مرتفع و زیبای ایران و کشورهای همسایه را صعود کردم.
نمی شود کوهنورد با‌شی و کوهنوردی در طبیعت گیر افتاده باشد خودت را به آب و آتش نزنی برای نجاتش، خانواده کوهنوردان از هر طبقه و قشری که باشند در کوه یکسان و برابرند، خیلی زیباست وقتی مرزها برداشته می شود و همه یکسان و برابر در طبیعت گام بر می دارند.
در این برهه از زمان از همه چیز  مهمتر نجات طبیعت است. ما هم به نوبه خود باید با قلم دوربین روشنگری کنیم، در واقع نگاه ریزبینانه و هنری خود را در دفاع  از طبیعتی که میلیون ها سال زنجیر وار امکان زندگی و سلامت برای ما فراهم آورده، در قالب عکس و فیلم گوشزد کنیم و نگذاریم بیرحمانه مورد کم لطفی و بی مهری زیاده خواهان قرار گیرد.

 این واژه ها چه چیزی را در ذهن شما تداعی می کند؟
دوربین: زیبا دیدن
بیرمی: شکوه و عظمت پرودگار
دشتی: عشق و معرفت
دشتستان: بزرگ و وسیع همچون نامش
بوشهر:  ساحل، دریا، عمارتهای بافت قدیم، هنر و موسیقی و زیبایی
خورموج: تش باد مهربانی و عشق و دوست داشتن

گفتگو: محمد شاکری مطلق

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال مند در تلگرام شوید.
نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه اطلاع رسانی مند منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

*

code

  • سید عطااله حسینی :

    استاد سید کریم موسوی یک هنرمند عالی و مایه افتخار برای شهرستان دشتی هستند آرزوی سلامتی و موفقیت های بیشتر برای ایشان دارم

  • سید کريم موسوی :

    سپاس از مدیر بزرگوار سایت خبری مند و آقای شاکری مطلق عزیز ،
    مشارکت همه جانبه و همبستگی گروهی میبایست تا مشکلات پیش روی جامعه را برداشت، لذا حقیر در مقابل یزرگان

اخبار استان بوشهر
تبلیغات