برای شهید غلامرضا سلیمی

او نخلی خواهد شد

شناسه خبر: 51681 سرویس: آرشیو, اخبار مهم

مند: همین که به صحن و سرای آقا وارد شد با صمیمیت جنوبی خودش او را خطاب قرار داد: یا اباعبدالله فرزندم را از تو می خواهم. در دلم گذشت آقا حاجت این مرد را داده است.

می دانستم او واسطه خواهد شد تا فرزند این مرد که سالها پیش برای دفاع از کشور به جبهه های جنوب رفته است بازگردد.

۳۱ سال است که چشم بر در دارند و منتظرند فرزندشان را ببیند.
در سفر اخیری که به همراه پدر به کربلا مشرف شدیم، لحظه اولین تشرف پدر به حرم را که مرتب به آقا التماس می کرد پسرم را از تو می خواهم، هیچگاه فراموش نمی کنم. سخت است چشم انتظاری، سخت است عزیزت یک روز رفته باشد و تو هیچ سراغی از او نداشته باشی»



در میانه هیاهوی این روزهای زندگی و اخبار گوناگون خبری توجهم را جلب کرد.
پایان ۳۱ سال چشم انتظاری برای پدر و مادری روستایی در روستایی در منتهی الیه جنوب شرقی تنگستان در ساحل آرام خلیج فارس.

غلامرضا سلیمی در سال ۱۳۴۷ در روستای سالم آباد از توابع بخش ساحلی دلوار به دنیا آمد. او در حالی که از ناحیه هر دو چشم جانباز بود در سال ۶۷ در تک دشمن در منطقه زبیدات جاویدالاثر شد و اکنون پس از ۳۱ سال پیکرش به آغوش خانواده باز می گردد.

حسین سلیمی برادر شهید غلامرضا سلیمی است. او اکنون ۴۴ ساله و معلم است.

«۱۳ ساله بودم که برادرم به آرزوی دیرینه اش رسید. آنچه از غلامرضا به یاد دارم، صفا، صمیمت، مردم داری و علاقه شدید به اهلبیت (ع) بود.
طوری در دل مردم جاخوش کرده بود که محبوب قلوب شده بود.

او فقط تا کلاس هفتم درس خواند و برای کمک به امرار معاش خانواده مجبور به ترک تحصیل شد. شغل پدر کارگری بود و تلاش های شبانه روزیش کفاف هزینه های خانواده را نمی داد و غلامرضا به همین خاطر مدرسه را رها کرد و برای کمک به امرار معاش خانواده همراه پدر به کارگری مشغول شد.
پدر الان بازنشسته شده اما دستهای هنوز پینه بسته اش، نشان از شغل طاقت فرسای کارگری است. آن زمان خودش را به هر کاری می زد تا شرمنده خانواده نشود. کارگری، صیادی، سنگ تراشی و غلامرضا نیز با او همراه شد تا زندگی برای سایر اعضای خانواده راحت تر شود.


پیروزی انقلاب شور شعفی را به روستا آورد و فعالیت های انقلابی در روستا آغاز شد.
حضور انقلابیونی مثل مرحوم حاج شیخ حسین ابراهیمی، پدر شهید محمدحسن ابراهیمی که در گویان به شهادت رسیدند و مرحوم سید اسدالله لطیفی، روحانی آن زمان روستا، پدر شهید سیدحسین لطیفی و مرحوم حاج جعفر سلیمی، پدر شهید محمد سلیمی و سایر روحانیون و انقلابیون آن زمان محل، زمینه ساز آشنایی شهید و سایر جوانان آن زمان با انقلاب و شرکت در فعالیتهای انقلابی شد.

غلامرضا هم جذب بسیج شد. عشق و علاقه شهید به امام و انقلاب و حضور در جبهه ها وصف ناشدنی است.

عشق و علاقه به حضور در جبهه اینقدر در شهید زیاد بود که با دستکاری در کپی شناسنامه اش، چون سنش کم بود برای اولین بار موفق شد به جبهه برود.

قبل از اعزام به سربازی در سه مرحله به عنوان نیروی داوطلب بسیجی به جبهه اعزام شد و در این مدت در عملیاتهایی هم حضور داشت.


از جبهه که بازگشت به سربازی رفت. بعد از یکسال پشت سرگذاشتن خدمت سربازی بر اثر موج انفجار از ناحیه هر دو چشم مجروح شد و پس از بستری شدن در یکی از بیمارستان های اهواز به روستا بازگشت. خبر نداده بود که مجروح شده و در بیمارستان بستری است. دقیقا یادم می آید می توانست با استفاده از رأی کمیسیون معافیت بگیرد، ولی با وجود سفارش برخی از دوستان اما این کار را انجام نداد و با وجود اینکه هنوز بهبودی کامل پیدا نکرده بود، باز هم به جبهه اعزام شد و اینبار دیگر بازگشتی در کار نبود.

غلامرضا در سن ۱۹سالگی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج فرزند دختری است که چند سالی است در آموزش و پرورش مشغول تربیت فرزندان این منطقه است. فرزند شهید در زمان آخرین اعزام پدرش سه ماهه بود».

«روستای به ظاهر کوچک و در واقع بسیار بزرگ سالم آباد واقعا دین خودش را به نظام و انقلاب ادا کرد. به نسبت جمعیت آن زمان بیشترین داوطلب بسیجی رزمنده را داشت. از نظر پشتیبانی، جمع آوری کمک های نقدی و غیرنقدی برای جبهه ها نیز روستای سالم آباد زبانزد و الگویی برای سایر روستاها بود و این میراث هنوز هم پا برجاست.
روستای سالم آباد به ترتیب تاریخ شهادت سه شهید به نامهای شهید سیدحسین لطیفی، شهید محمد سلیمی شهید غلامرضا سلیمی را تقدیم انقلاب نموده است.

این روزها به گواه گفته های مردم عطر و بوی شهادت در کوچه و پس کوچه های روستا پیچیده است و جوانان انقلابی و سایر اقشار بصورت خودجوش و با تشکیل ستادهای مختلف خود را آماده استقبال از پیکر شهید می نمایند. دوباره شور و شعف روزهای تشییع شهدای جنگ به منطقه بازگشته و مردم در تدارک تشییع باشکوه پیکر شهد هستند.
پدر و مادر خوشحالند. ۳۱ سال عاشقانه منتظر بازگشت فرزندشان ماندند. همین روزها غلامرضا برای همیشه به روستا باز می گردد و در کنار سایر شهدای روستا سندی می شود از سازش ناپذیری و واستواری مردم این حوالی. مردمی که قرن هاست با مشقت و سختی مرزهای اینجا را با ایثار تن و جان خویش محفوط نگاه داشته اند.

مادر شهید غلامرضا سلیمی


غلامرضا نخلی می شود ایستاده در کناره مرزهای آبی کشور در حاشیه خلیج فارس و سایه می گستراند و تکیه گاهی می شود برای آیندگان.
سندی برای اثبات میهن دوستی این مردم. سندی برای مردانگی و همت.

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال مند در تلگرام شوید.
نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه اطلاع رسانی مند منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

*

code

اخبار استان بوشهر
تبلیغات