ملودی کعله زیر تیغ مرمریت

شناسه خبر: 51755 سرویس: آرشیو, اخبار مهم

مند: تصویر مقایسه ای عمارت شیرینه خورموج و تعییرات سالیان اخیر که بیم وخیم تر شدن این شرایط با پروژه معدن مرمریت می رود.

ملودی بوشهر در سرتاسر گیتی با ساز دمساز نی انبان همراه آوای بزرگ مردان موج و آفتاب، لهجه شیرین دشتیاتی را نفیر می کشد.

همان ملودی زیبای «دیگه ناشم به کعله» (دیگر نمی آیم به قلعه). همان قطعه زیبایی که هوای دمسازش در برابر «تنگه تِکو» کم آورده و سراینده دشتیاتی قلعه را به هوای پیوستن به تنگه جانفزای «تکو» رها می کند و دل در گرو فضای دلکش تنگه تکو با یار شیرین خود می نهد.
دیگه ناشم به کعله
کعله دیگه جی مو نبو
ای ره دیگه ری مو نبو
حرفی دیگه شی مو نبو
بیو بیشیم تنگ تکو
مو تش بارم تو تنباکو
قیلون چاق زنکو
دیگه ناشم به کعله
نه ناشم به کعله

آیا تا به حال از خود پرسیده ایم این «کعله» و آن «تنگه تِکو» کجاست؟

این روز های که دامن های تفتیده کوه «بیرمی» گواه بست نشینی دوستدارن طبیعت در «عمارت شیرینه» دشتی هستند چه زیبا یافته ای را درک کردم.

آری عمارت شیرینه همان «کعله» ملودی زیبای دیار همیشه خوش آوای بوشهر است.

چرا که «تنگه تکو»در چشم انداز شرقی این قلعه، سال ها پیش نگاه شاعر دلباخته را به خود جلب کرده و او را به دامن قطره چکان سرسرای خود که با آوای تُک تُک قطرات آب همراه است فراخوانده است.

همان شاعری که تُک تُک «تنگ تِکو»  او را به خروش مستانه واداشته تا بنیان ملودی زیبای «دیگه ناشم به کعله» را از «تنگه تِکو» با رقص آب و آفتاب به سمفونی های سترگ جهانی بسراید و فریاد بکشد.

این یافته بر اهمیت تاریخی و فرهنگی عمارت شیرینه «کعله» و این تنگه «تکو» جان افزا بیش از پیش صحه می گذارد.

اما چه نامیمون و غم افزاست وقتی در می یابی که عمارت شیرینه که همان «کعله» ملودی  آوای بوشهر است سرسبزی دیروز را ندارد و نقش و نگار دیوارهایش به خطوط زغال یادگاری ها رهگذران بی مبالات رنگ باخته و ستون هایش به خاطر تردد ماشین آلات سنگین معدن در خطر ویرانی است.

و چه ناخرسندانه است درخت های لیمو و نخل و نارنج آن به دلیل بی مهری جای خود را به زمین خشک و بی آب سپرده و دارد می سپارد جان!
یک دهه و این همه بی مهری غیر قابل باور است!

و چه سخت تر آنکه تنگه تِکو عنقریب است که با بهره برداری معدن مرمریت، جان سپرد.

تنگه ای که آوای آب زلال آن از دیروز تا به امروز نوازش گر گوش جسم و جان همگان بوده است.

تنگه ای که تُک تُک قطرات آب از اوج ارتفاعش دامن «بیرمی» را در زمستان سرسبز و در تابستان خنکای بی انتها می آفرید.

تتگه ای که در سینه خود  آوای تیهو و غرش پلنگ ایرانی و صدای پای قوچ و بُز کوهی را داشته و اینک نوای تُک تکُ قطرات آب به صدای چکاچک زنجیره های بلدوزر بدل گشته است.

آری مخلص کلام آنکه برای مقداری سنگ مرمریت، خانه را بی آب و بی آوای حیات خواهیم کرد و میراث گران بهای تاریخی خود را به تیغ ناآگاهی نه زخمی، بلکه به نیستی خواهیم کشاند.

براین بنیاد بر ماست تا با آگاهی بخشی در پاسداشت داشته های خود بکوشیم و به همدیگر یادآور شویم که چه داشته هایی داریم و نباید آن را فدای سنگ مرمریت تزینی نمود که چون خانه ویران شود سنگ تزئین بکار ناید هرگز…!

رسول سعادت‌نیا وکیل پایه یک دادگستری

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال مند در تلگرام شوید.
نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه اطلاع رسانی مند منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

*

code

اخبار استان بوشهر
تبلیغات