انحصار اندیشه و انتخابات پیش رو

شناسه خبر: 51903 سرویس: آرشیو, اخبار مهم, یادداشت ها

مند: یکی از دلایل اصلی بی اعتمادی مردم به جناح های سیاسی و لیدرهای شناخته شده آنها در جامعه، بروز پدیده انحصار اندیشه در کادر رهبری احزاب است.

هر چند در جامعه ما بزرگان و صاحب نظران دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا افرادی قابل احترام و دارای شخصیت ممتاز هستند که هر کدام اندیشه ای را رهبری می کنند، اما شاهد هستیم که روز به روز مردم همزمان با احترام به وجهه انسانی آنها، سعی در عبور از اندیشه ها و باورهای سیاسی آنان در اداره امور جامعه دارند.

دلیل اصلی این رفتار، در واقع دچار شدن بزرگان دو جناح به پدیده انحصار اندیشه است.

انحصار اندیشه به این معنی است که بزرگان هر حزب فکر می کنند اندیشه برتر فقط در اختیار آنان است و بر این مبنا آنها همیشه قادر به هدایت جامعه بر مبنای تفکر و اندیشه شخصی خود هستند.

بر این اساس تمایل دارند همیشه در مقام تصمیم گیرنده باشند و بقیه هم باوران و مردم در مقام رهرو و تصمیم پذیر منویات آنان را اجرایی کنند.

باید گفت که این دیدگاه باعث عدم پویایی و تعالی تفکر و اندیشه مطابق با خواسته های جاری جامعه می شود.

انتخابات در دشتی

پدیده انحصار اندیشه چون سدی مانع ورود جوانان صاحب اندیشه های برتر به حلقه ایده پردازی و تصمیم گیری احزاب شده است و جوانان نیز در بیشتر مواقع ناگزیر مانند بقیه مردم جامعه تابع تصمیمات و اندیشه های سنتی بزرگان مکتب خود شده اند.

تاثیر پدیده انحصار اندیشه بر رفتار بزرگان هر دو جناح به خصوص وقتی صاحب قدرت هستند باعث ناکارآمدی آنان در اداره امور جامعه شده است.

از سویی به خاطر پویا نبودن احزاب در زمینه خدمات راهبردی و گره گشایی از مشکلات جاری جامعه، فضای یاس و دلسردی در اجتماع گسترش پیدا کرده است.

ظهور این پدیده، دلیل اصلی شکل گیری اندیشه عبور از هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا در این روزهای جامعه است.

باید اذعان کرد که متاسفانه بزرگان هر دو حزب نیز به کلی فراموش کرده اند که بزرگی و احترام فعلی آنان در جامعه به پشتوانه حمایت و اعتماد مردمی است که آنان را به این جایگاه رسانده است.

بزرگان احزاب به جای اینکه از این سرمایه گرانسنگ اعتماد مردم در راستای شکوفایی و تعالی اندیشه در راهبری و اداره امور هر چه بهتر جامعه بهره گیرند و به سمت مردم بیایند و در خدمت آنان باشند، متاسفانه شاهد هستیم که انتظار دارند، همچنان مردم به سمت آنان بروند و کماکان در هر شرایطی تابع اندیشه ها و الگوهای آنان باشند.

انتخابات

حتی بعضی از مواقع شاهد فاصله گرفتن و رویگردانی لیدرهای احزاب و منتخبان آنان از مردم بوده ایم و خدماتشان نیز فقط نصیب حلقه کوچک نزدیکان شده است و مردم عادی بهره ای از اندیشه و عملکرد آنان نمی برند.

این رفتار ها باعث شده که جامعه از هر دو طیف دلسرد شوند و شعار عبور از اصلاح طلب و اصولگرا سر دهند.

به عنوان نمونه بارز و قابل رصد در منطقه، بروز و ظهور پدیده انحصار اندیشه در کارزارهای انتخاباتی است.

می بینیم افراد پا به سن گذشته هر حزب و جناح پا به عرصه انتخابات می گذارند و همچنان مصر هستند که علم نمایندگی مردم را به دوش گیرند.

این کاندیداها اجازه نمی دهند جوانانی که در مکتب و باور آنان رشد کرده اند وارد صحنه شوند و حتی در برخی زمان ها اگر ببینند فرد جوان هم باور آنها می تواند اعتماد مردم را به خود جلب کند، با روشهای مختلف سعی می کنند او را به پایین کشند تا همچنان خود در مقام نمایندگی قرار گیرند.

پیشنهاد می شود اگر بزرگان هر جناح واقعا علاقمند خدمت به اندیشه حزب خود و مردم هستند صادقانه خود و نمایندگان سنتی خود در مناطق را از دام پدیده انحصار اندیشه رها کنند.

در مقام مشاور اجازه ورود جوانان به عرصه های مهم اجتماعی و سیاسی به خصوص کرسی های انتخابی و انتصابی را بدهند و خود از حضور مستقیم در این عرصه ها انصراف دهند.

اصلاح و پوست اندازی مستمر در هر جناح در راستای تعالی و پویایی تفکر و اندیشه ضرورت دارد تا اندیشه ها بتوانند همیشه در خدمت جامعه و مردم باشند.

دشتی و تنگستان به رویکردی نوین در این عرصه نیاز دارد و بزرگان سیاسی کشور باید بدانند بدنه اجتماعی این حوزه انتخابیه دیگر تحمل لیدرها و کاندیداهای سنتی احزاب در منطقه را ندارد.

انتخابات

به نظر می رسد احزاب راست و چپ باید به مطالعه و معرفی افراد جدید که در ارتباط مستقیم با بدنه اجتماع باشند روی بیاورند و صرفا به بردن و پیروزی در انتخابات و کسب کرسی در مجلس قناعت نکنند.

عقب ماندگی دشتی و تنگستان در شاخص های توسعه به حدی است که رهبران احزاب باید از خود گذشتگی کرده و افراد امتحان شده حتی با قدرت رای آوری را از حضور در انتخابات پیش رو در قامت کاندیدا منع کنند.
احزاب پیش روی کشور نیاز است در مناطق گوناگون به مطالعه بپردازند و برای انتخاب نماینده در معرکه انتخابات پیش رو فقط بر قدرت رای آوری متمرکز نشوند.
بسیاری از نیروهای فکری در منطقه به دلیل اینکه ممکن است مورد اقبال جامعه رای دهنده واقع نشوند از عرضه منع شده و منفعل شده اند.

به نظر می رسد بن بست انحصار اندیشه در راس احزاب اگر در انتخابات پیش رو با منع کاندیداهای سنتی از کاندیداتوری در مناطق همراه شود، می تواند دستاوردی مفید برای احزاب کشور باشد.
چنانچه احزاب اجازه عرض اندام به افراد جدید را بدهند و زمینه را برای معرفی نیروهای کارآمد جوان در مناطق و حوزه های انتخابیه فراهم کنند می توان امیدوار بود مردم نیز با استقبال از این رویکرد شانس نسل نو را برای ساختن جامعه امتحان کنند.
به بیان دیگر احزاب از معرفی گزینه های سنتی خود در مناطق اجتناب کنند و زمینه را برای معرفی افراد کارآمد و جوان فراهم کنند تا مردم نیز به آینده بهتر جامعه امیدوار بمانند.

محمد پاکدل

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال مند در تلگرام شوید.
نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه اطلاع رسانی مند منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

*

code

اخبار استان بوشهر
تبلیغات