آتش بر پیکر شیرینه و جان دشتی

شناسه خبر: 52709 سرویس: آرشیو, اخبار مهم, خبر ویژه, یادداشت ها

مند: پسین گاه چهارشنبه برابر با نوزدهم ماه رمضان نوای تلفن مرا از خواب بیدار کرد. آن سوی تلفن صدای لرزان و نگران دوستار طبیعت هوش از سرم برد.

پیام خیلی کوتاه و بس اندوه بار بود. تنگه شیرینه و عمارت بیرمی را آتش زده اند، تو را به خدا سوگند به هر کجا دسترسی دارید بگویید تا یاری کنند.

بی درنگ تلفنی از دوستان مان در پویش نجات بیرمی جویای ماجرا شدم و نوید کنترل و مهار آتش را دادند چون بسیار زود هنگام پویشگران نجات بیرمی خود را به تنگه و عمارت رسانده و در حال مهار آتش بودند.

محبی

به هر روی با اراده پولادین و گام های استوار پویشگران، ساعت ۲۳ آتش مهار شد.

آتش مهار شد اما سیمای سبز عمارت شیرینه گداخته شد.

پویش نجات بیرمی که اینک ۱۸ ماهگی خود را پشت سر گذاشته و بیش از سیصد روز دوستاران طبیعت و پویشکران نجات زمین شبانه روزی از تنگه عمارت شیرینه پاسبانی کردند؛ در پی ورود معدنکاوان به بیرمی، پدید آمد و الگویی شد برای پاسبانی از مادر طبیعت.
پویشی که خواهندگی و پاسداری از طبیعت را با فرهنگ و هنر و ادب پیوست دادند و به بالندگی رساندند به گونه ای که همسان و همسنگ آن را در هیج جا نمی توان پیدا کرد و بی همتا و بیتاست!

از آغازین روز پویش نجات بیرمی تا به امروز نقشه راه و سرلوحه کار پویشگران همانا قانون مداری و یاری خواهی از مسیر قانون بوده و با همه دست اندرکاران امر در استان دیدار و گفتگو و یاری خواهی کرده اند تا جاییکه از مقامات کشوری هم یاری خواسته اند اما دریغ و درد و افسوس که ندای این رادمردان سبزاندیش را هیچ کس پاسخی نداد و هنوز دستگاه های معدنکاو در تنگه شیرینه و در دامنه ستیغ استوار بیرمی جاخوش کرده و امید معدنکاو به هواداری های متولیان امر است که حقیقتا تا کنون برای او سنگ تمام گذاشته اند و ای کاش مسئولان ارشد استانی برای برآوردن حقوق پایمال گشته مردمان شکیبا و خویشتندار استان نیز به اندازه یک صدم کاری که برای معدنکاو کردند، می کوشیدند.

بیرمی

در گذر سالها و در پی بی تدبیری ها، سودخواهی ها، رانت ها و چوب حراج بر سر استان بوشهر زدن، این استان برخوردارِ نابرخوردار و دارایِ ندار  حیاط خلوت دولتها شده و استانی که باید عروس خاورمیانه باشد به روز سیاه نداری و بیکاری و سیه روزی نشسته است و با این همه سرمایه بی شمار، هنوز بر سیمای ستمدیده و تفتیده اش از بی مهری های نامسئولانه یِ مسئولانِ بی تعهد، رنگ محرومیت نشسته و دریغا که سیر شدنی هم نیستند!

باری! پسین گاه سه شنبه آن گاه که خورشید رو به زردی گراییده بود، بیرمی و تنگه شیرینه ناظر حضور معاون عمرانی استاندار با همراهی فرماندار دشتی و مسئولان منابع طبیعی، محیط زیست، صنعت و معدن و تجارت، نیروی انتظامی و… بود تا با نمایش قدرت راه تاراج مهمترین ذخیره گاه آبی و دست نخورده ترین زیستگاه جانوری و گیاهی منطقه را برای معدنکاو هموار سازد اما با رسیدن به تنگه و در آستانه عمارت شیرینه و در پیشگاه قامت برافراشته بیرمی به تماشای سد انسانی استوار و ناشکستنیِ پویشگران نجات بیرمی ایستاد و با رادمردانی روبرو شد که ۱۸ ماه عاشقانه و فداکارانه به پای بیرمی ایستاده اند و هرگز قامت شان خم نشد و نخواهد شد و ای کاش معاون بومی استاندار با دیدن این همه شکوه و رادمردی و استواری و جان برکفی و خواهندگی شیران دشتی، به خود می آمد و در برابر این شعور بالای اجتماعی و غیرتمندی مردم دشتی برای نگهداشت طبیعت، زانوی ادب می زد و حکم بر بیرون راندن معدنکاو می داد نه اینکه بر جانبداری و هواداری چپاولگران طبیعت بیش از پیش بکوشد و معدنکاو را در آعوش گیرد و پشت به مردم کند!

شیرینه در اعتماد

 

پیکانِ جَسته از کمانِ معاون عمرانی استاندار به سنگ خورد و با سد مردان پولادین اراده یِ پویشگران بیرمی برخورد و شکست خورده به اردوگاه کاخ سرخ خیابان سنگی برگشت.

پویشگران نجات بیرمی، پیرامون عمارت شیرینه که روزگاری باغی زیبا و سرسبز بود و جز آثاری از آن سرسبزی دیروز نبود را همت کردند و با انجام سیستم آبیاری قطره ای و کاشتن نهال هایی، زندگی و سرسبزی دوباره را به جان شیرینِ شیرینه برگرداندند و چنان جانی به شیرینه دادند که دل هر رهگذری را می ربود و این برای طماعان که سودای زراندوزی و تاراج بیرمی دارند ناگوار و ناخوشایند و دردآور بود چرا که آنان سفیران ویرانی هستند و نه پیام آوران آبادی و آبادانی و سازندگی!

هنوز مردم دشتی مانور اقتدار شکست خورده معاون عمرانی استاندار را فراموش نکرده بودند که فردای آن روز و زمانی که پویشگران نجات بیرمی در روز ضربت خوردن مولای مردان، برای سوگواری آن پیشوای آزادگان گیتی، تنگه شیرینه و عمارت را رها کرده بودند، دست ناپاک و آلوده ی شب پرستانی دژخیم و پلید، ضربتی بر تارک عمارت شیرینه زدند و آتش بر جان تنگه انداختند تا به اندیشه شوم خود بتوانند بر پیکر پویش آتش انداخته باشند اما آن پلیدان شب پرست نمی دانند که پویشگران نجات بیرمی ققنوس وارند و آتش را یارای میرایی و نیستی ایشان نیست:
ققنوس را رسیدن آتش که مرگ نیست
ما را زنند آتش و بسیارمان کنند

بیرمی

حکم راندن و داوری کردن اینکه آتش را چه کسی یا کسانی و به دستور چه کسی یا کسانی بر جان بیرمی انداختند با ما نیست و امیدمان به دادگری دادگستری و دادستانی است تا داد مردم و طبیعت را بستانند اما همچون آفتاب نیمروز تموز هویداست که این آتش افروزی با مقاصد تخریب گران طبیعت در یک راستاست و پیوند و پیوستی بین این دو باید وجود داشته باشد و اگر ماه ها پیش که حکم شورای تأمین و دادستانی شهرستان دشتی برای برون رفتن معذنکاو صادر شد، آن حکم اجرا می شد و خنثی نمی شد و آن روزی که تیراندازی در تنگه شیرینه روی داد با جدیت پیگیری و روشن می شد امروز آتش بر جان بیرمی نمی افتاد و اگر امروز این ماجراها روشن نشود شاید دیری نپاید که در این تنگه، جانی باخته و خونی ریخته شود.

اجرا نشدن حکم شورای تأمین و دادستانی از یک سوی و خاموش ماندن پرونده تیراندازی در بیرمی از دیگر سوی و هواداری تمام قد مسئولان ارشد استان از معدنکاو همه دست به دست هم داده تا بر ساختگی بودن و عمدی بودن آتش سوزی تنگه شیرینه، مهر درستی بتوان زد.

بیرمی

مردم دشتی پیشقراول و پرچمدار این پویش گشتند و از سراسر استان از دشتستان و تنگستان و بوشهر و دیلم و گناوه تا دیر و عسلویه و کنگان و جم همه در کنار این پویشگرانِ پاسبانِ طبیعت ایستادند و تا پایان نیز خواهند ایستاد و تا بیرون راندن معذنکاوان و پالودن طبیعت زیبای بیرمی از وجود چپاولگران طبیعت از پای نخواهند نشست.

پویش نجات بیرمی امروز دیگر یک پویش منطقه ای نیست بلکه پویشی ملی شده و از جای جای ایران، یاوران طبیعت در این پویش استوارند.
در این ماجرای آتش سوزی جا داشت اداره کل منابع طبیعی استان، اداره کل محیط زیست استان و میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی نیز شکایت می کردند چون این آتش سوزی در حوزه کاری و رسالت ایشان است و خاموشی شان جای بسی اندوه دارد و مادامی که متولی حرمت امامزاده را پاس ندارد چه چشمداشتی به دیگران باید داشت؟

پویشگران نجات بیرمی با همه ی مسئولان شهرستانی و استانی دیدار و گفتگو و یاری خواهی کرده اند و امروز بیرمی برای دشتی و دشتیاتی ها همچون ناموسِ دشتی است و هرگز مردم شرافتمند، فرهنگ دوست و اهل ادب و تاریخ ساز دشتی اجازه دراز دستی به خاک و ناموس دشتی را نخواهند داد همان گونه که نیای سرافرازشان در برابر بیگانگان ایستادند خودشان نیز در برابر زیاده خواهان و ویرانگران طبیعت خواهند ایستاد.

شیرینه

ماجرای بیرمی و معدنکاوی، امنیتی گشته و اگر مسئولان امنیتی و نهادهای نظارتی و بازرسی ورود نکنند ممکن است این آتشی که امروز در بیرمی خاموش گشته جایی دیگر و به شکلی دیگر برافروخته شود و تا دیر نشده خواهشمندم مراجع قضایی به ویژه دادستانی و نهادهای امنیتی و بازرسی به شکل ویژه ورود کنند و این آتشی که در جان مردم دشتی و تنگستان برافروخته شده را با بیرون راندن معدنکاو خاموش کنند.

کنشگــر مدنــی
داریوش محبی

برچسب ها:
برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال مند در تلگرام شوید.
نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه اطلاع رسانی مند منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

*

code

  • سیاوش پارسی :

    ننگ و نفرین بر کسانی که با محیط زیست میراث فرهنگی و فرهنگ این سرزمین اهورایی سر جنگ دارند .

  • نادر ضرابیان :

    سلام آقای محبی
    بسیار عالی. گفته شد هر آن چه باید گفته می شد. جای تعجب و ناسف دارد که مدیران استان پذیرای حرف حق نیستند.

اخبار استان بوشهر
تبلیغات