تاریخ انتشار : پنجشنبه 25 شهریور 1400 - 15:22
کد خبر : 54650

عبدالصمد دولاح

مسابقه در حضور استاد

مند: تابستان داغ سال ١٣٧٣ بود. وقتى ايرانجوان و پرسپوليس کاکی به فينال مسابقات حذفى بخش راه يافته بودند و من كاپيتان ايرانجوان كاكى در بازى فينال بودم.

هر چند فکر پیوستن به ایرانجوان در فصل نقل و انتقالات با وجود اصرار زیاد پرسپولیسی ها مرا آزار مى داد. در آن سن و سال با بازیکنان زیرک و باهوش پرسپولیس، در یک مدرسه درس مى خواندم و تک تک بازیکنان پرسپولیس دوستان صمیمی من بودند اما بطور رسمى در این مسابقه بازیکن ایرانجوان بودم و به ایرانجوان تعهد داشتم و رویاروی آنان ایستاده بودم.
همه این شور و حال و جدل درونی یک طرف، اما مسابقه یک مهمان ویژه هم داشت.
بازی شروع شد و هیاهوى تماشاگران، زیبایى منحصر به فرد خود را شکل می داد. همه چیز پاک و بی ریا بود. انگار تمام مشکلاتی که تا همین چند دقیقه پیش گلاویز جمعیت بود، ریخته بود. تماشاگران سبک و رها بودند و ایستاده تشویق می کردند. بدون غصه های بیشماری که هر یک در دل پنهان کرده بودند.
طبق معمول بازى هاى حساس، عبدالحسین استاد مانند مجرى تلویزیونى گو اینکه عادل فردوسى پور باشد دقایق حساس بازى را با شور و هیجان وصف ناپذیرى براى تماشاگران گزارش مى کرد. هیجان بازى و تماشاگران در بالاترین نقطه اوج قرار داشت تا اینکه سوت پایان ٩٠ دقیقه بازى از طرف داور به صدا درآمد و با گلى که زده بودم و پاس گلى که داده بودم جام قهرمانی به ما رسید.
خاطره زیباتر از قهرمانی اما وقتی برایم رقم خورد که مرحوم عبدالحسین یرشى مرا صدا زد و گفت: میهمان ویژه، بازى شما را دیده و پسندیده و مى خواهد با شما صحبت کند. مرحوم یرشى را همه مى شناختند. او پرسپولیسى و دو آتشه بود با اینکه خیلى ناراحت نشان مى داد ولى آنقدر مرا دوست داشت که راضى شده بود این ملاقات صورت بگیرد. با دیدن «منفرد» در کنار جهانگیر قادرى سرپرست تیم ایرانجوان کاکى، مجذوب او شدم بى آنکه دلیل آنرا بدانم. تیپ و شوکت نگاه و ترکیب قیافه حاج غلام با جایگاهش مطابقت مى کرد و درست و انگار جایش همین جا بود. مثل الان نبود که از ورزش تا سیاست خیلى ها در جاى خود نیستند. حاج غلام با متانت و شمرده گفت «بازیخوانى ات در زمین بى نظیر است. تو باید در سطح ملى بازى کنى. از شما دعوت مى کنم بیایی ایرانجوان خورموج».
نمى خواهم ادعا کنم فوتبال من در سطح ملى بود. نکته اصلى این بود نگاه نافذ حاج غلام، امید بخشى و گزیده گویى اش مرا تا رؤیاى بازى در استادیوم آزادى برد.
بعد از آن، اگر چه تا معرفى به زرینچه (تیم استقلال) و همینطور تیم شاهین وقت تهران پیش رفتم اما نشد فوتبالم را ادامه دهم. چرا که ده ها دلیل و مشکل مرا در زندگى شخصى ام تسخیر کرده بود تا نتوانم گام هاى بعدى را بردارم. من نیز همانند صدها و هزاران جوان هم استانی با رؤیا هایم در ورزش شکست خوردم و ناکام ماندم اما این پیوند عاطفه از شور و شوق فوتبالی تا بازتاب نشاط اجتماعی که حاج غلام نقش بزرگی در آفرینش آن برعهده داشت در وجود همه ی جوانان هم سن و سال ما در آنزمان و تا بعد از آن و در نسل های متعدد دشتی تا زمان فوت حاج غلام ادامه یافته است.

دید ورزشی او ما را با دنیای بزرگتر از فوتبال در دشتی آشنا کرد و با رنگ زیبای فوتبال، مناسبات دیگر در دشتی توجیه می شد. به یاد دارم وقتی استقلال تهران با ایرانجوان خورموج بازی داشت چنان احساس بی نظیری برای مردم آفریده شد که هنوز، آن روز را با شوق برای همدیگر بازگو می کنند.
او معتقد بود رقابت باید با جوانمردی انجام شود و داور بازی باید کلید دار عدالت و بی طرفی باشد. او نود دقیقه بازی فوتبال را پیام آور مفاهیم زیادی از زندگی می دانست که باید آنرا آموخت. با همین انگیزه بزرگ، زندگی شخصی اش را برای فوتبال و جوانان گذاشت و همه ی دارایی اش را در این راه داد و هرگز راه بداخلاقی را نپیمود و با همه سختی ها و گرفتاری هایی که از مادی و غیر مادی برایش ایجاد شد اما مدرسه فوتبال ایرانجوان را تعطیل نکرد و در فوتبال ما مردم دشتی الگو شد.

سال ها از آن روز دیدار با پیر فوتبال دشتی گذشت.
این بار، من بعد از سال ها رفته بودم که حاج غلام را ببینم ولی نه برای فوتبال. آمده بودم برای رؤیای دیگری. رؤیای دفاع از قانون برای تحقق حقوق مردم و جوانان. رؤیای برپایی عدالتی که دولت ها در حق جوانان استان دریغ کرده بودند و این رقت مرا تا پای هرگونه فداکاری برده بود. رویای دفاع از مردم دشتی و تنگستان در کسوت وکیل و نماینده. به همین دلیل، از حاج غلام کمک خواسته بودم. به او گفتم تا زمانیکه جوانان ما برای تمرین فوتبال به یکی دو توپ فوتبال نیاز داشته باشند و برای کمترین ها غرورشان را بشکنند آیا می توان برای کسی که غرورش را برای کم و کاستی ها شکسته از حضور در لیگ صحبت کرد؟ به یادش آوردم، آن زمان وقتی داور بازی آقای رضوانی یا آقای هاشمی (آشا) بود و در زمین بازی، قانون فوتبال و اصل بیطرفی حاکم بود حتی تیم بازنده نیز راضی بود و کشمکش ها بعد از بازی تمام می شد و تیم ها برای بهتر شدن به تمرینات خود باز می گشتند و عرصه برای رقابت سالمی دیگر آماده می شد. به یادش آوردم که همه چیز در زمین بازی مشخص می شد و روابط و پول و پارتی نمی توانست عزم و تلاش بازیکنان را نابود کند. به یادش آوردم اگر تیمی هر چقدر هم تمرین کرده باشد و آماده باشد اما تاکتیک و برنامه تیمی نداشته باشد نمی تواند برنده شود. به او گفتم اگر تیمی دروازه بان نداشته باشد آمادگی دیگر نفرات نیز بی فایده می شود.
حاج غلام مثل همیشه بیشتر گوش می داد و سکوت همراه با تواضعش اولین ملاقات با او را در ذهنم تداعی می کرد.
صحبتهای من که تمام شد حاج غلام با تأمل با دعوت از تیم ایرانجوان گفت، من به شخص خاصى کاری ندارم اما این مرد می تواند کارهایی برای ما بکند.
من نیز به عنوان کسی که سالها درس خوانده بود و تمرین کرده و مسابقه داده بود در این کار و زار خودم را آماده کرده بودم تا به مانند روزهایی که فوتبال بازی کرده بودم اینبار نقش پرثمرتری در دشتی و تنگستان برعهده بگیرم و به اثبات برسانم که قانون و عدالت در حق مردم بوشهر اجرا نشده است. اگر مردم در شمال طلای سبز دارند و دولت بایستی حقوق آنان را محترم بدارد ما در جنوب نیز نفت و گاز و پتروشیمی و نیروگاه اتمی و دریا داریم و در اینجا نیز بایستی حقوق ملت و جوانان مراعات شود اما انگار قرار نبود و نشد که من بتوانم به تریبونی برسم که از پشت آن بتوانم این حرفها را بازگو کنم و برای رفع این تبعیض ها دارو و درمان قانون و ماده و تبصره بنویسم.
نه حاج غلام توانست ایرانجوان را به رؤیاهای دلخواهش برساند و نه من توانستم به خانه ملت بروم. نه او توانست جوانان دشتی را به آزادی ببرد تا توپ بزنند و نه من توانستم در خانه ملت برای کمبودهای این حوالی کاری بکنم با این وجود حاج غلام با مرام و مسلک و اندیشه اش و وفاداری به فوتبال و آمالش نامش را در تارک دشتی ماندگار کرد. باشد که ما نیز مانند او برای اعتلای نسلها تلاش کنیم و نگذاریم نام و یاد این افراد در سطور زمان گم شود.

عبدالصمد دولاح

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.