پیامبر و خرافات!

به قلم: حجت الاسلام محمد محمودی
من اول به آن رویداد اشاره می کنم و بعد به پیام حادثه می پردازم.
۱- سال دهم هجرت در مدینه، فرزند پیامبر حضرت محمد(ص)، درگذشت. در آن روز و هنگام مرگ او خورشید گرفت و مردم پنداشتند که خورشید گرفتگی به سبب درگذشت او است.
رسول خدا(ص) دستور داد مردم در مسجد گرد آیند. سپس فرمود: «خورشید و ماه دو نشانه خدایند که برای مرگ یا زندگی کسی نمیگیرند». (مسند احمد، ج۴، ص۲۴۵؛ جمهره انساب العرب، ج۵، ص۹۷).
۲- هر چند قرن های متمادی از مرگ فرزند پیامبر خدا می گذرد، امّا پیامش همچنان تازه است.
به راستی امروزه در اطراف خودمان کم نیست خرافاتی که در قالب گزاره های دین به آن عمل می کنیم و به کار می بندیم و در بسیاری موارد، دیگران را هم به آن توصیه می کنیم!
نیازی نیست برای نشان دادن نمونه هایی از آن، قرن ها به عقب برگردیم یا کتاب تاریخ گذشته را برگ بزنیم.
همین حوالی و اطراف مان پر است از نمونه های آن؛ رمّالی، بعضی دعانویسی ها، سرکتاب و ارتباط باجنّیان و… این، مشت نمونه ای از خروار است.
رسالت نخبگان و دانشمندان جامعه ی ما، در قبال این خرافه و خرافه گرایی ها چیست؟
برای زدودنش چه باید کرد؟
سخنم را با گفتاری از استاد شهید آیت الله مطهری پایان می برم.
«پیغمبر نمیخواهد از نقاط ضعف مردم براى هدایت مردم استفاده کند، میخواهد از نقاط قوّت مردم استفاده کند. پیغمبر نمیخواهد از جهالت و نادانى مردم به نفع اسلام استفاده کند، میخواهد از علم و معرفت مردم استفاده کند. پیغمبر نمیخواهد از ناآگاهى و غفلت مردم استفاده کند، می خواهد از بیدارى مردم استفاده کند». (مجموعه آثار شهید مطهری، ج١۶، ص١٠٩).
یک پاسخ به “پیامبر و خرافات!”
دیدگاهتان را بنویسید
احسنت بر این قلم و صاحب آن قلم